زندگی یعنی عشق داداش و آجی - دوست دارم زندگیم
دوست دارم زندگیم
کلافه است...سرش را به بازویم تکیه می دهدمیگویم چرا نمی خوابی جانم؟میگوید کلافه ام ،چند کلمه حرف بزنی خوابم میبردمیپرسم چه بگویم این وقت شب؟میگوید چه می دانم...مثلا از مهمترین اتفاق امروز بگو...پیشانی و چشمانش را میبوسم و میگویم این هم مهمترین اتفاق امروزلبخند میزنددستم را میان دستانش میگیردچشمان اش را میبندد و به خواب
برچسب: دوست,دارم,زندگیم,
نویسنده: کاوه کمالی
تاريخ: دوشنبه
6 شهريور
1396 ساعت: 21:33